آسـ ـ ღ ـ ـمون آبـ ـ ღ ـ ـی...

آسمونـ آبیـ میشهـ...اما گلـ امید...رو شاخهـ هایـ بید...دلشـ میگیرهـ...

یادگاری

 

امروز از بهترین روزام بود...

این نقاشی رو هم دوستم زهرا بهم هدیه داده...

فوق العادس...

ازش مچکرم...

خیلی...

ت.پ:قالب وب بهم ریخته ولی اونقد مهم نی سر وقت درستش میکنم...

ت.پ2:امشب دعا فراموش نشه التماس دعا...

ت.پ3:اگه خواستین پستی رو لایک کنین منتظر باشین تو کادری که جدا باز میشه تاییدش براتون بیاد...ممنونم...فعلن تا بعدن...

نوشته شده در یکشنبه 29 تیر1393ساعت توسط خودم...|

علامت سوال...

گاهی...

یه علامت سوال بزرگ برا سال ها میمونه توذهنت..

بیرونم نمیره...


نمیره که نمیره...

گاهی...


اونقدر کهنه میشه و گوشه ذهنت خاک میخوره که فراموش میشه...

فقط گاهی...

آزارتم میده...


سنگینی میکنه...


این علامت سوالا...

واقعن سنگینن...

واقعن...

 

 

ت.پ:

این نقاشی چپکی نیس...

خودم اینوری کشیدمش...

اونا که منو میشناسن میدونن علامت سوالامو تو پی امام این ریختی میذارم...

موفق باشین...

موضوعات مرتبط: آسمون نگاره هام ، آسمون نوشته هام

نوشته شده در پنجشنبه 12 تیر1393ساعت توسط خودم...|

خبر نامه رو کلن از رو وب برداشتم...

احتمالن یه سال وبو ول کنم اخه کنکور دارم...

ولی وق کنم میام...

با عذر فراوان...

فعلن تا بعدن...

نوشته شده در پنجشنبه 5 تیر1393ساعت توسط خودم...

وبلاگ سومم به همراه دوست خوبم پریسا به طور رسمی افتتاح شد...

ازتون دعوت میکنم ببینین...

حتمن میپرسین وب دومت کو...

اون ناجور شخصیه!!!!!!!!!!

اینم وبلاگ سومی:

آسمانی شب زده

نوشته شده در یکشنبه 1 تیر1393ساعت توسط خودم...

گاهی وقتا...

مجبوری به رفتن...

نه فقط مجبور...

محکومی...

به رفتنی که نمیخوای...

اما به بهانه ی توئه...

برا خواسته ی کس دیگستاااااا...

ولی تش به اسم تویی که نمیخوای تموم میشه...

با خودشون میبرنت...

و جز نگاه کردن هـ ـیـ ـچ کار دیگه ای از دستت برنمیاد..

و همیشه هم میگن...

به خاطر توی فلانی بوده...

و باز هم ته ته جوابت سکوته...

وقتی محکومی به رفتن...

یه رفتن اجباری...

موضوعات مرتبط: آسمون نوشته هام

نوشته شده در یکشنبه 1 تیر1393ساعت توسط خودم...|

وقتی یکی باهات حرف میزنه زیاد به حرفاش اعتنا نکن...

توچشاش نیگا کن..

چشماشه که حرف میزنه...

زبونش همینجوری واس خودش میچرخه که مبادا متوجه نیگاش شی..

به عمق نگاهش توجه کن..داره حرفای قشنگی میزنه..

نگاها چیزای قشنگی میگن..

این ماهستیم که باید کشفش کنیم..

قلب نوشته چشم وچشم نوشته قلب...

                                ( القلب مصحف البصر)                        

نیگاهاتون دریایی .....

نوشته شده در چهارشنبه 28 خرداد1393ساعت توسط ϵʂԋǥϵ ᴆɐⱤӯɐ|

بازم داره تابستون میاد...

دو تا فصل هست که ازشون بدم میاد...

یکی بهاره...

اون یکی تابستون...

اره از تابستون بدم میاد...

اره...

ازش بدم میاد...

که اگه نبود...

خیلی چیزا هم نبود...

که اگه نبود...

4 سال پیشم نبود...

که الان وارد پنجمین تابستون نمیشدم...

که الان منم ازش بدم نمیومد...

که...

موضوعات مرتبط: آسمون نوشته هام

نوشته شده در سه شنبه 27 خرداد1393ساعت توسط خودم...|

بعضیا بال دارن واسه پرواز بعضیا نه...

بعضیا باهاش اوج میگیرن بعضیا نه...

بعضیا دارن ومیخوان اوج بگیرن ولی نمیتونن..

یا بالشون شکسته یا توقفسن...

اونایی که بالشون شکسته دردشون کمه..

ولی اونایی که تو قفسن حبس ابدن...

دلشون پرواز میخواد ولی نمیتونن..دلشون یارمیخواد ولی نمیتونن..

دلشون ی آسمون پرواز میخواد ولی نمیتونن...

بال و پر و پرواز فقط واسه پرنده هانیست..واسه ما آدما بیشتر...

 

نوشته شده در دوشنبه 26 خرداد1393ساعت توسط ϵʂԋǥϵ ᴆɐⱤӯɐ|

من به نگاه آخرت ..تو لحظه ی خدافظی

به گریه بی وقفه ی من تو اون روزای کاغذی...

قول داده بودیم ما به هم که تن ندیم به روزگار

چه بی دووم بود قول ما..جداشدیم آخر کار..

کوله بارم پرحسرت ..دلم یه دنیا درده..مثل آواره ای تنها تو خیابونی که سرده..

گل مغرورقشنگم..من فراموشت نکردم..بی تو اینجارو نمیخوام میرم و بر نمیگردم.........

 

موضوعات مرتبط: آسمون نوشته هام

نوشته شده در دوشنبه 26 خرداد1393ساعت توسط ϵʂԋǥϵ ᴆɐⱤӯɐ|

سکوت کن...

به احترام قلبی که همین الان شکست...

به احترام اشکی که همین الان میچکه...

به احترام بغضی که پشت سکوتی میشکنه...

به احترام اشکی که پشت پلکی پنهانه...

به احترام تمام ماهی های گم شده...

به احترام دلت...

به احترام دلم...

یک دقیقه سکوت...

موضوعات مرتبط: آسمون نوشته هام

نوشته شده در چهارشنبه 21 خرداد1393ساعت توسط خودم...|



      قالب ساز آنلاین